SMS 304
دیگر احتیــاط لازم نیستـــ…
شکستنی هــــــــــــــا شکست،
هرطور مایلیـــــــــد حمــــــــــل کنیــــــد
…!دیگر احتیــاط لازم نیستـــ…
شکستنی هــــــــــــــا شکست،
هرطور مایلیـــــــــد حمــــــــــل کنیــــــد
…! قصه مـن بـه سر رسـیـد ...
سـوار شو!
تو را هم تا خانه ات می رســانــم ...
راننده ی تاکسی اسکناس مچاله شده را از دستم گرفت و گفت:
یه نفرید؟
گفتم:
آره، خیلی وقته...!!!

عروسکم کجایی
گاو حسن پریشون
یه دل داره پر از خون
عشقم رفته هندستون
خونم شده قبرستون
یه عشق دیگه بردار
یه دنیا قصه بردار
اسمشو بزار بچگی
تا آخره زندگی
هاچین واچین تموم شد
عمر منم حروم شد
خآطـرآتـ خـیلـیــ عجـیـبنـد
گــآهــی اوقـآتــ می خنــــدیـــم
به روزهآیـ کـِـه گریــــه می کـــردیم...
و گآهی گریـــه می کنــیم
به یآد روزهایی کــه می خنـــدیدیم ...!
اینبار ماهی قلاب را رها نمیکرد...!
چقدر ماهی تنهــــاست ...!
اینجــا صـدای پـا زیــاد می شنــوم...!
امــا هیچکــدام تــو نیستــی ...!
دلــــــم ؛
خـوش کرده خــودش را بــه ایـن فکــر ؛
که شایــد ؛
پابرهنه بیایی ...
بگو ما هم بخوریم ...!
ایـטּ روزهـا
هـیـچ ڪس …
از هـیـچ راهے
مـرا نـمـیـفهمـَد …
همه ی نیمک های پارک
دونفره ان
بیخیال...
روی چمن می شینم ...
ولی مــــــــــــــــــــــــــــن
حرف ِ آخرم را با بغض خوردم
گفتــــــــــــــــــــــــــــــــــم
ببخشـــید اینــــــــــجا جای دوستــــمه،
الان برمیــــــــــــــــــــــگرده...